توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤٦ - وجه قبيح بودن مثال«هل رجل عرف» و نظريه سكاكى
چنانچه اتضرب زيدا و هو اخوك صحيح مىباشد.
وجه قبيح بودن مثال «هل رجل عرف» و نظريه سكاكى
شارح گويد:
سكاكى وجه قبيح بودن (هل رجل عرف) را همان امر مذكور قرار داده يعنى گفته است جهت قبح اين است كه تقديم مستدعى حصول تصديق بنفس فعل بوده و اين معنا موجب آن ميشود كه با هل از امريكه حاصل است و معلوم مىباشد سئوال نموده باشيم چه آنكه قبلا گذشت مذهب و مرام سكاكى آن است كه اصل مثال مذكور عرف رجل بوده بنابراين كه [رجل] بدل از ضميرى كه در (عرف) است باشد و تقديمش به خاطر تخصيص است بنابراين بعد از دخول [هل] بايد ملتزم شويم كه با آن از اصل وجود فعل كه امر معلومى است سؤال نمودهايم و آن همان اشكال و محذورى است كه ذكر گرديد.
مضافا به اينكه لازمه اين بيان سكاكى آن است كه مثال: هل زيد عرف قبيح نباشد زيرا تقديم اسم ظاهرى كه معرفه هست از نظر سكاكى براى افاده تخصيص نيست تا مستدعى حصول تصديق بنفس فعل باشد و در نتيجه اشكال سابق الذكر پيش آمده و بالاخره مثال را قبيح نمايد با اينكه به اجماع نحوىها داراى قبح مىباشد.
سپس شارح گويد:
اين اشكال دوم مصنف به سكاكى مورد مناقشه و اشكالست زيرا قبيح